تبلیغات
oborelahze - بی عنوان


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :آیدا
تاریخ:دوشنبه 27 شهریور 1391-11:35 ق.ظ

بی عنوان

اَیدا از کسالت درختان زمستان بهانه مگیر و عبور کن تا تو را چون عبوری کوتاه دوست بدارم.
خسته شده ام از بودن و نبودن از اجتماع این صداهای گنگ که متروک گشته اند  در کرانه تمام  زیبایی ها.اَیدا در ارتفاع بی خبری ها گم شدن بهتر از تماشا کردن و دوست داشت است دیگر هیچ کس همنشین قصه ی کفش های کهنه نیست هیچ کس با پای برهنه به انتظار نمی نشیند.
سلام صبح پاکی سلام صدای باد و سلام به تمامی بادبادک های بی بند که راه عبوری ندارند.اَیدا پای پنجره خواب کودک را دیدن زیباست کودک اَن انسان فهمیده ست چرا که فقط بازی را به شوق می برد می خندد و از رنج انسانی می گرید.
دیگر زمزمه کوچه شنیدنی نیست اینجا انسانی در اَستانه شب و شعر نیست.انسانی که ضجه شب را بر خود حلال کند.اینجا زخم حرامی ست از قصه حقیقت که انسان بودن تلخ است که انسان ماندن سخت است.

صدف شب های تنهایی ام مرا به تو نزدیک می کند مرا تا اَوای دریا می برد و تو را که بی مقدمه دوست می داری به دمدمه های خواب شبانه ام می اَورد.تو را دوست می دارم تو را که پرنده را بال دادی و انسان را رنج.باران که بیاید پرستو ها که بخوانند همه خواهند فهمید که تو را گفتن نمی شود...


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
whoah this weblog is wonderful i love studying your articles.
Stay up the good work! You know, many people are hunting around for this information, you could aid
them greatly.
شنبه 1 مهر 1391 12:49 ب.ظ
بهت تبریک میگم این شروع زیبا رو. انشا... ادامه و پیشرفت روزانشو ببینم
شنبه 1 مهر 1391 12:45 ب.ظ
خوشحالم که تفاوت میبینم در احساست.
بهانه مگیر و عبور کن تا تو را چون عبوری کوتاه دوست بدارم...
افرین به تو که خواستی و تغییر دادی...
هیچ کس با پای برهنه به انتظار نمی نشیند.

تو را دوست می دارم تو را که پرنده را بال دادی و انسان را رنج.باران که بیاید پرستو ها که بخوانند همه خواهند فهمید که تو را گفتن نمی شود...
عاشق این تکه اخرم
sima
چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:29 ب.ظ
دل نوشته هات رودوس دارم چون تو میگی
"بی عنوان" رو بیستر دوس داشتم چون از خودت گفتی.متفاوت بود
با نظر محمد علی هم موافقم.
شاپرک
سه شنبه 28 شهریور 1391 04:26 ب.ظ
کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.
...
محمدعلی
سه شنبه 28 شهریور 1391 11:32 ق.ظ
جزو کارهای خوبت بود... تعابیر زیبایی به کار بردی:
"هیچ کس با پای برهنه به انتظار نمی نشیند."
"انسان بودن تلخ است که انسان ماندن سخت است."

* از کاما استفاده کن تا نوشتت بهتر خونده بشه
اسما
سه شنبه 28 شهریور 1391 01:41 ق.ظ
نوشتنت مثل وزیدن یه نسیم تابستونی شبانه ست!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر