تبلیغات
oborelahze - برخیز


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :آیدا
تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1391-12:03 ب.ظ

برخیز

کجایی

ای عبور ابتدای بیداری

آیا هرگز صدایم را می شنوی؟

در این مسلخ فریاد

در این سوگندهای به جنون کشیده آغاز

دستم را بگیر

صبحگاهی  که بشارت ,آواز می خواند

و دقیقه های مکرّرِ ذهن

از دریچه ی یقین

نام تو را آواز می دهد.

برخیز...

که اشتیاق مرگ در قالب برهنگی عابران فساد

به اختتام تنهایی می رود

برخیز و نامم را آواز ده.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


How you can increase your height?
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:42 ق.ظ
When some one searches for his vital thing, therefore he/she wishes
to be available that in detail, thus that thing is maintained over here.
http://leonoroboyle.hatenablog.com/archive/2015/09/26
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:51 ق.ظ
This site was... how do I say it? Relevant!! Finally I have found something that
helped me. Thank you!
قاصدک
چهارشنبه 1 شهریور 1391 06:48 ق.ظ
در رسالت دستانت مرا جا ده
ای دریچه
تا دوباره پیدا شوم
من در شاهراه فریاد تو گم شده ام
همانجا که مرا مسخ کردند
مسخ زندگی
مرا دریاب دریچه
تا در میان گرداب سکوت
تبدیل به فریاد نشوم . . .
محمدعلی
جمعه 30 تیر 1391 11:24 ب.ظ
روان و زیبا بود... ابتدا و انتهای خوبی داشت... و تصویری یکپارچه از حالت کمک خواستن رو بیان می کرد...


موفق باشی...
نستوه
یکشنبه 21 خرداد 1391 06:17 ب.ظ
وای شهره مگه دستم بهت نرسه
بلدی واژهای خاکستری رو کنار هم قشنگ بچینی اما تکلیف واژههای سفید و قشنگ چی میشه ؟تلاش کن از این سردر گمی بیای بیرون ببخش اگهه صریح گفتم

الهه
یکشنبه 21 خرداد 1391 12:52 ق.ظ
هنوز هم از تمام كارهاى دنیا , دلبستن به دلت بیش تر به دلم مىجسبد....
مریم
یکشنبه 14 خرداد 1391 02:25 ب.ظ
سلام ترکیباتی که استفاده کردی خیلی به دل میشینه و امیدوارم هر چی زودتر کتابت رو ببینم سعی کن زود زود شعرهاتو بزاری ....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر