تبلیغات
oborelahze - رقص شبانه


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :آیدا
تاریخ:پنجشنبه 12 مرداد 1391-10:23 ق.ظ

رقص شبانه

افسوس که امشب

ساعت از حقیقت گمشده خویش

سخن می گوید.

گویی مجسمه ای ساکن

به ته مانده های زندگی می خندد

وشب

اَه همین شب

به اضطراب دستهایم می رود

اَنگاه که چون درخت تاک

در رقص باد می ایستم

که تو در راه شبانه ام

پوسته ای از خود جا  گذاری

هیچ مرز یگانگی نیست

ونان حرمت هر روز همان نان

واَب همان اَب

وصبح سنجیده

گویی یک وصیت همیشگی ست

که تو را در ازدحام شهر

بی نور بیدار می کند

و دستهای من بی اَنکه بلغزد

سنگین در رویای پاک تو می نشیند

شاید در خانه ما ،

پیچش نیلوفر ها همچنان

بالا رود...

و پلک هایم به نبودنت عادت.

چه دلخوشی تیره ای!

می توان اَهسته عاشق شد

می توان اَهسته مرد

می توان اَهسته

فرو ریخت ،فرو ریخت ،فرو ریخت

ودر رقص خوابها

به تماشا نشست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


How long do you grow during puberty?
شنبه 18 شهریور 1396 03:54 ق.ظ
With havin so much content do you ever run into any problems of plagorism or copyright infringement?
My blog has a lot of completely unique content I've either created myself or outsourced but it looks like a lot of it is
popping it up all over the web without my
permission. Do you know any methods to help reduce content from being ripped off?
I'd really appreciate it.
Where are the femur tibia and fibula?
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:28 ق.ظ
Because the admin of this web site is working, no uncertainty very quickly it will be renowned, due
to its feature contents.
How can I increase my height after 18?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:28 ق.ظ
It's remarkable to pay a visit this web site and reading the
views of all colleagues concerning this piece of writing, while I am
also eager of getting familiarity.
فرهاد
دوشنبه 16 مرداد 1391 12:06 ب.ظ
زیبا بود.................
بهروز مظلومی
دوشنبه 16 مرداد 1391 07:19 ق.ظ
سلام


""و دستهای من بی اَنکه بلغزد

سنگین در رویای پاک تو می نشیند"

بی آنکه بلغزد...


به نظر من این شعر از بقیه یک سر و گردن بالاتر هست. هماهنگی و انسجام بیشترش نشون میده که یک قدم به جلو برداشتید.

این موضوع رو کلی می گم: سعی کنید با استفاده بیش تر از علائم نگارشی و ایجاد فاصله در زمان تغییر موضوع توی شعر(پاراگراف بندی) درک منظورتون رو برای خواننده سریع تر و آسون تر کنید.

ایکاش آخر شعرتون بجای فرو ریختن از امید و بجای خواب از بیداری می گفتید!

به امید خدا!
سعیدزاده ..صهبا بیدگلی
یکشنبه 15 مرداد 1391 10:36 ب.ظ
سلام درود بر شما
می توان اَهسته عاشق شد

می توان اَهسته مرد

می توان اَهسته

فرو ریخت ،فرو ریخت ،فرو ریخت

ودر رقص خوابها

به تماشا نشست.



موفق و موید باشید زیبا بود
ارغوانی
یکشنبه 15 مرداد 1391 05:25 ب.ظ
سلام
خیلی خیلی زیبا بود
مخصوصا اخرش
یه من هم سر بزنید
ممنون
sima
شنبه 14 مرداد 1391 12:40 ب.ظ
مثل همیشه به دل میشینه ولی بااین تفاوت که این شعر پخته تراز شعرهای قبلی هست(البته از نظر من)...اخرش رو منم دوست داشتم واونجایی که میگی:گویی مجسمه ای ساکن به ته مانده های زندگی میخندد ........ و :دستهای من بی انکه بلغزد سنگین در رویای پاک تو می نشیند..........یه جای دیگش رو هم خیلی دوس داشتم:میتوان اهسته عاشق شد ..............در کل زیییییییبا بود مثل همیشه
پاسخ آیدا : ممنون سیما جان...اما گل نیلوفر فقط روی آب رشد نمیكنه
تو باغچه هم رشد میكنه و بالا میره و میتونه هم قرمز باشه و هم آبی.
محمدعلی
جمعه 13 مرداد 1391 12:34 ق.ظ
خیلی زیبا و روان بود... لذت بردم...
آخرش خیلی خوب بود... شاید اگر فرو ریخت رو یک بار استفاده میکردی بهتر بود..
عنوان شعر هم متناسب با حال و هوای شعر هست...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر